سيد اصيل الدين عبد الله واعظ

123

مقصد الاقبال سلطانيه ومرصد الامال خاقانية ( فارسى )

يا بيش غائب بماندى و باز حاضر شدى و وضو را به اتمام رسانيدى . در آن‌وقت كه شيخ الاسلام ابو اسمعيل خواجه عبد اللّه انصارى قدس سره به مزارات چشت رسيده بود ، با وى ملاقات كرده بود . و بعد از معاودت به هرات استحسان وى كرده . وفات ايشان در سال چهار صد و پنجاه و نه هجرى است . و مدت عمر هشتاد و چهار سال بوده . و در وقت رحلت خواجه قطب الدين مودود پسر كلان خود را قائم مقام خود ساخت . و قبر ايشان در چشت است . خواجه مودود چشتى در سن هفت سالگى تمام قرآن را با ظاهر معنى آن حفظ كرده بود . به تحصيل علوم اشتغال مىداشت . چون به سن بيست سالگى رسيد والد بزرگوار وى خواجه يوسف رحلت نموده بود و وى را به جاى خود بنشانده بود . و به خصال حميده موصوف بود و به افعال پسنديده معروف . و مردم آن ولايت همه در مقام اعتقاد و محبت و انقياد و ارادت وى بودند و توفيق شرف صحبت و دولت تربيت حضرت شيخ الاسلام احمد النامقى جامى قدس سره نيز يافته . در آنوقت كه حضرت شيخ الاسلام از جام به هرات تشريف آورده بودند و خاص و عام مشاهدهء كرامات و خوارق عادات از ايشان مىنمودند و خواجه با مريدان خود سواره و پياده به هرات آمده كه شيخ الاسلام را از هرات بيرون كند . بعد از آن‌كه كرامات را مشاهده نمود در حينى كه دوهزار سواره همراه داشت پياده شده بوسه بر پاى شيخ الاسلام احمد الجامى داده ، شيخ دست بر پشت وى مىزد و مىگفت : « كار ولايت چون مىبينى كه ولايت مردان ، سلاح و حشم نباشد برو و سوار شو تو كودكى و نمىدانى كه چه ميكنى و چه مىگوئى . » و در نفحات الانس مذكور است كه بعد از مقدمات ، شيخ الاسلام فرمود كه : « مردم را مرخص كن و دو خادم با خود نگاهدار و سه روز توقف كن . »